مقاله :: آموزش فنون مذاکره کاربردی قسمت سوم : حفظ خونسردی بخش دوم
درخواست های ارتباط
جستجو
    لیست دوستان من
    صندوق پیام
    همه را دیدم
    • در حال دریافت لیست پیام ها
    صندوق پیام
    رویدادها
    همه را دیدم
    • در حال دریافت لیست رویدادها
    همه رویدادهای من
    تخفیف های وب سایت
    همه تخفیف ها

    عضویت در

    کانال تلگرام

    توسینسو

    اطلاعات مطلب
      مدرس/نویسنده
      پویان عارف پور
      امتیاز: 165017
      رتبه:4
      538
      138
      25
      1003
      پویان عارف پور ، از بنیانگذاران وبسایت توسینسو ، مهندس الکترونیک ، گرافیست و نقاش حرفه ای ، سابقه برگزاری چندین نمایشگاه طراحی و نقاشی و شرکت در حراجیهای آثار هنری در خارج از کشور ، دارای مدرک MCSE از شرکت مایکروسافت ، تخصص در حوزه Photoshop ، After Effects ، Corel ، Premiere دارای مدرک Security از مایکروسافت ، مدرس دوره CSCU , ICDL. سرپرست اسبق واحد انفورماتیک مرکز بهداشت جنوب تهران ، سرگروه تیم مهندسی آی تی دانشگاه علوم پزشکی تهران ، مدرس کسب درآمد اینترنتی در آریاگسترنت ، مدرس دوره Network+ در دانشگاه علوم پزشکی تهران ، دارنده مدرک بازارهای مالی Forex از موسسه Emoney. پروفایل کاربر

      ویدیوهای پیشنهادی

      آموزش فنون مذاکره کاربردی قسمت سوم : حفظ خونسردی بخش دوم

      تاریخ 6 ماه قبل
      نظرات 0
      بازدیدها 45
      در متن قبلی در ادامه مبحث فنون مذاکره مثالی مطرح کردم. در اون مثال، مهمترین تفاوت موجود در دو مورد ذکر شده یعنی تنه خوردن از یک دوست با تنه خوردن از یک غریبه ، پیش فرضی است که شما در ذهنتان دارید به این شکل که وقتی دوستتان به شما تنه می زند شما میدانید او را دوست دارید ، می دانید او آدم خوبی است ، چون دیدید که حواسش نبوده و مسیرش به سمت شما منحرف شده و می دانید به عمد به شما صدمه نمی زند پس از دست او ناراحت نمی شوید. حالا بیایید سناریوی تنه خوردن دو بیگانه از یکدیگر را بررسی کنیم :

      بنظرتان اگر آن دو نفر میدانستند که طرف مقابل آدم بدی نسیت ، عمدی در تنه زدن نداشته و اگر حواسش جمع بوده حتما کنار می رفته تا به دیگری برخورد نکند باز هم نزاعی صورت می گرفت ؟ می توان گفت اگر یکی از آنها هم این فرض را در ذهنش داشت و سریع با لبخند عذرخواهی می کرده و آرزوی روز خوبی برای دیگری می کرده ، احتمال درگیری حتی درگیری لفظی از بین می رفت. شما هم پیش از شروع گفتگو یک سری آمادگیها باید در خودتان ایجاد کنید ، بطور مثال با خودتان بگویید "طرف مقابل من دشمنم نیست - ما قرار است باهم به تفاهم برسیم – هدف هردوی ما ایجاد تفاهم هست – اگر چیزی بگوید که باعث ناراحتی من شود عمدی نیست"

      اگر هم آدمی هستید که بطور کلی زیاد عصبانی می شوید نگران نباشید، حتی احتمال دارد شما جزو کسانی باشید که بطور ژنتیکی آمادگی بیشتری برای عصبانیت دارند و زودرنج تر باشید، شما هم می توانید به مرور همینطور تعداد دفعاتی که کنترلتان را از دست می دهید کمتر و کمتر کنید ولی طبیعی است که شما به تمرین بیشتری احتیاج دارید. هر زمان عصبانی می شوید باید بعد از آن با خودتان فکر کنید که عامل اصلی عصبانیت شما چه بوده و در این مورد به من اعتماد کنید ، همانطور که 90 درصد نگرانیهای ما در زندگی ، هیچوقت رخ نمی دهد ، در اکثر مواردی هم که عصبانی می شویم بعد از آن متوجه می شوید "نیازی به عصبانیت نبوده" و این نبود نیاز می تواند یا بخاطر بی اهمیتی موضوع بوده باشد و یا اینکه اگر عصبانی نمیشدید اتفاق خاصی نمی افتاده ولی روز خیلی بهتری می توانستید در پیش داشته باشید و با حفظ خونسردی و پیشگیری از عصبانیت و رفتارهای بعد از آن ، به سلامتتان کمک کرده باشید.

      برای مثال اگر فرزند خردسال شما روی دیوار اتاقش نقاشی کرد باید درنظر داشته باشید او قصد ناراحت کردن شما را نداشته بلکه شما فراموش کرده اید به او آموزش دهید که دیوار ، جای نقاشی نیست و چرا روی دیوار نباید نقاشی کرد و باید بعنوان سرپرست او با صبر و حوصله برایش توضیح دهید و کاغذ و مداد شمعی به او بدهید تا روی کاغذ نقاشی کند.

      در مثالی دیگر فرض کنید اگر راننده ای ناگهانی ، جلوی ماشین شما پیچید حتی اگر عذرخواهی نکرد ، درنظر بگیرید که او به عمد نمیخواسته شما را ناراحت کند شاید هم مقصر ماشین دیگرید بوده که داشته به سرعت با او برخورد می کرده و او تنها چاره را در آن لحظه ، انحراف به لاین شما دیده و حتی بدتر : اگر حتی در آینه به شما نگاه کرد و حرکاتی انجام داد یا با عصبانیت حرفهایی به شما زد ، با خودتان فکر کنید ممکن است روز بدی داشته و شاید در کل آدم خوبی باشد که در حالت عادی آزارش به هیچکس نمی رسد و انتخاب کنید می خواهید با او دهن به دهن کنید یا با لبخند برایش روز خوبی آرزو کنید و یا حتی بزرگوارانه بگویید "ببخشید که باعث ناراحتیتون شدم دوست عزیز ، روز خوبی داشته باشی."

      پیشنهاد می کنم با خودتان فکر کنید بعد از کدام عکس العمل ، روز بهتری خواهید داشت ؟ اینکه شما هم پا به پای او صدایتان را بالا ببرید و بد دهنی کنید و یا آرزوی روز خوبی برای او و ادامه به راهتان. حال بیایید همین تصور را در یک گفتگو داشته باشید و یا با همان اهمیت ، در جایی که موضوع صحبت ما هست یعنی یک مذاکره. چه طرف مقابل شما به عمد بخواهد شما را عصبانی کند که قدرت تفکر شما را پایین بیاورد و چه غیر عمد شما حس کنید دارید عصبانی می شوید یا از حرف یا رفتار او عصبانی شدید به این فکر کنید که او شاید آدم بدی نباشد ، شاید به عمد باعث ناراحتی شما نشده و یا دارد یک استراتژی پیاده می کند که شما کنترلتان را از دست بدهید و شما با هوشی که دارید دست او را خوانده اید پس "ترجیح می دهید" برای نتیجه بهتر از مذاکرتان ، کنترلتان را از دست ندهید.
      --

      تمرکز روی هدف

      اگرچه در قسمت بالا این موضوع را بطور ضمنی عنوان کردم ولی این نکته جای تاکید زیادی دارد "هدفتان از گفتگو را فراموش نکنید." همین چندوقت پیش یکی از دوستان من با نامزدش مشاجره شدیدی داشت و دعوای لفظی بدی بین آنها شکل گرفت و مثل خیلی از ذوجین دیگر ، فردای آن روز برای رفع کدورت پیش آمده پیش نامزدش رفت و این بار دعوای شدیدتری شد. هردوی آنها به من اعتماد داشتند برای همین از آنها اجازه خواستم تا دخالت کنم. صحبتهای هرکدامشان را جداگانه گوش کردم و مشخص شد ، دوست من که برای عذرخواهی پیش نامزدش رفته بود بجای اینکه بیان کند از اتفاقی که افتاده ناراحت هست و دوست نداشته او را ناراحت کند و مایل هست با گفتگو مطلب را حل کند ، با این جمله شروع کرده "با اینکه خیلی منو ناراحت کردی ولی من پاشدم اومدم ببینمت ولی الان پشیمون شدم" ... خب راستش این جمله هیچکدوم از اون چیزایی که توی ذهنم بوده را نمی رسانده که هیچ ، بلکه شاید تا حدی توهین آمیز بوده .
      نامزد او هم به اندازه او از این جدلی که بینشان پیش آمده بوده ناراحت بوده ولی به عنوان یک دختر ، صلاح دیده بوده که دوست من قدم پیش بگذارد (موافقم و طبق مطالعاتی که من داشته ام ، اینطوری بهتر هست...) ولی بعد از دیدن دوست من بجای جواب سلام گفته بوده "زود حرفتو بزن حوصلتو ندارم." و در همین لحظه دوست من فراموش کرد که میدونست که نامزدش هم چقدر دوستش داره ، چقدر محبت به او داره ، دوست نداره ناراحتی او را ببینه، چقدر حاضره بخاطرش تحمل داشته باشه و چه عشق و محبتی باعث شده در اولین فرصت پیش نامزدش بره و یادش میره که باید به این فکر کنه که رفته بوده کدورت رو برطرف کنه نه اینکه دوباره بگو مگو راه بندازه و در نتیجه لحن و حرفهاش رو تغیر میده در صورتی که همانطور که بعدها متوجه شدند و رعایت کردند ، اگر تنها چند ثانیه تحمل به خرج میداد و مثل همیشه سعی در خندوندنش می کرد یا چندتا جمله محبت آمیز می گفت دوباره صلح برقرار میشد .

      در بعضی مذاکرات شاید لازم شود چندین بار به خودتان یادآوری کنید برای چه هدفی آنجا رفته اید این یکی از فنون مذاکره هست و چون بطور عادی هدف از مذاکرات ، رسیدن به یک نتیجه مثبت و ایجاد تفاهم هست ، عصبانیت نه تنها هیچ کمکی نمی کند بلکه دید طرف مقابل را به شما منفی می کند و طبیعی است که اگر از شما خوششان نیاید ، تمایلی به دادن هیچ امتیازی به شما نخواهند داشت. باز هم تاکید می کنم شاید متوجه شوید طرف مقابل به عمد می خواهد شما را عصبانی کند ، بطور مثال فرض کنید در جلسه ای حضور دارید که یکی از شرکت کنندگان از طرف مقابل ، در جلسات قبل نقطه ضعفی از شما پیدا کرده و با بیان و یا یادآوری مجدد آن ، می خواهد شما کنترلتان را از دست بدهید تا موضع شما و قدرت تفکرتان را ضعیف کند ولی شما "برای هدف دیگری آنجا هستید" و اینکه به اینطور حرفها بها ندهید نه تنها دال بر ضعف شما نیست بلکه از "قدرت تسلط شما به اعصاب خودتان" حکایت می کند و احترام شما را در جمع حاضر بالا می برد درصورتی که اگر عصبانی شوید و عکس العمل تندی نشان دهید ضعف بزرگی از خودتان نشان داده اید و ضعیف جلوه می کنید.

      نویسنده : پویان عارف پور
      منبع : جزیره روانشناسی وب سایت Tosinso.com
      هرگونه نشر و کپی برداری بدون ذکر منبع و نام نویسنده دارای اشکال اخلاقی می باشد
      برچسب ها
      ردیفعنوان
      1آموزش فنون مذاکره کاربردی قسمت اول : معرفی
      2آموزش فنون مذاکره کاربردی قسمت دوم : حفظ خونسردی بخش اول
      3آموزش فنون مذاکره کاربردی قسمت سوم : حفظ خونسردی بخش دوم
      4آموزش فنون مذاکره کاربردی قسمت چهارم : حفظ خونسردی بخش سوم
      5آموزش فنون مذاکره کاربردی قسمت پنجم : آگاهی بخش اول
      6آموزش فنون مذاکره کاربردی قسمت ششم : آگاهی بخش دوم
      7آموزش فنون مذاکره کاربردی قسمت هفتم : آگاهی بخش سوم
      8آموزش فنون مذاکره کاربردی قسمت هشتم : آگاهی بخش چهارم
      9آموزش فنون مذاکره کاربردی قسمت نهم : استفاده از مدل استفاده از مدل PAC
      دورهمجموعه کل دوره
      مطالب مرتبط

      در حال دریافت اطلاعات

      نظرات
      هیچ نظری ارسال نشده است

        برای ارسال نظر ابتدا به سایت وارد شوید