مقاله :: آموزش فنون مذاکره کاربردی قسمت ششم : آگاهی بخش دوم
درخواست های ارتباط
جستجو
    لیست دوستان من
    صندوق پیام
    همه را دیدم
    • در حال دریافت لیست پیام ها
    صندوق پیام
    رویدادها
    همه را دیدم
    • در حال دریافت لیست رویدادها
    همه رویدادهای من
    تخفیف های وب سایت
    همه تخفیف ها

    عضویت در

    کانال تلگرام

    توسینسو

    اطلاعات مطلب
      مدرس/نویسنده
      پویان عارف پور
      امتیاز: 165017
      رتبه:4
      538
      138
      25
      1003
      پویان عارف پور ، از بنیانگذاران وبسایت توسینسو ، مهندس الکترونیک ، گرافیست و نقاش حرفه ای ، سابقه برگزاری چندین نمایشگاه طراحی و نقاشی و شرکت در حراجیهای آثار هنری در خارج از کشور ، دارای مدرک MCSE از شرکت مایکروسافت ، تخصص در حوزه Photoshop ، After Effects ، Corel ، Premiere دارای مدرک Security از مایکروسافت ، مدرس دوره CSCU , ICDL. سرپرست اسبق واحد انفورماتیک مرکز بهداشت جنوب تهران ، سرگروه تیم مهندسی آی تی دانشگاه علوم پزشکی تهران ، مدرس کسب درآمد اینترنتی در آریاگسترنت ، مدرس دوره Network+ در دانشگاه علوم پزشکی تهران ، دارنده مدرک بازارهای مالی Forex از موسسه Emoney. پروفایل کاربر

      ویدیوهای پیشنهادی

      آموزش فنون مذاکره کاربردی قسمت ششم : آگاهی بخش دوم

      تاریخ 6 ماه قبل
      نظرات 0
      بازدیدها 32

      طرف مقابل شما کیست ؟


      اولین و مهمترین نکته ای که لازم است بدانیم درخصوص شخص یا اشخاصی است که قرار است با آنها صحبت داشته باشیم و همچنین مجموعه آنها. مواردی مثل جایگاه اجتماعی ، شهرت ، ثروت ، موقعیت رتبه آنها در رده بندی بین همتایان ، رو به رشد یا رو به سقوط بودن ، ارتباطات ، رزومه ها و سوابق کاری ، اینکه چه افرادی در جلسه حاضر خواهند بود. بطور مثال اگر فرد یا افرادی که در جلسه حاضر هستند از لحاظ ثروت در سطح بالایی باشند ، اینکه بگوییم اگر با ما قرار داد ببندند نسبت به شرکت دیگر سود جزئی بیشتری خواهند داشت نه تنها مفید نیست بلکه ممکن است طرف مقابل ناراحت شود.

      برای مثال چند سال پیش که در یک اداره کار می کردم رئیسمان که تازه به واحد ما آمده بود پروژه خاصی را انجام دادم و او مبلغ ده هزار تومان اضافه کار من را آن ماه بیشتر کرد و بعد به میان جمع آمد و آن را اعلام کرد "چون آقای عارف پور این ماه خیلی زحمت کشیده اند ما هم این ماه ده هزارتومان به ایشان بیشتر اضافه کار دادیم!" و بعد هم کلی منت سر من گذاشت و گفت "خیلی کم پیش می آید من به کسی همچین لطفی بکنم" درصورتی که این مبلغ حتی در برابر حقوق من در همان زمان در آن اداره خیلی ناچیز بود و این مساله به شدت ناراحتم کرد. دفعه بعدی که پروژه مشابهی پیش آمد و از من خواستند انجام بدهم به دفترش رفتم و مبلغ درخواستی ام را برای انجام پروژه گفتم و چون هیچ شخص دیگری قادر به انجام آن نبود به اجبار موافقت کردند.
      اگر دفعه اول کمی درخصوص مهارت من و حقوق و دریافتی ام یک پرس و جوی ساده کرده بود و آن جمله را بکار نمی برد مثل همیشه با مبلغ خیلی کمتری یا حتی بدون دریاف مبلغ خاصی پروژه را انجام میدادم ولی آن جمله واقعا ناراحتم کرده بود و باعث شده بود احساس بدی از انجام پروژه های مشابه با آن شرایط داشته باشم و دیگر حاضر نشوم مثل قبل آن پروژه ها را بدون توقع انجام بدهم چون بنظرم وجهه ام خراب میشد. این مثال را گفتم که متوجه بشوید با گفتن یک جمله که از ناآگاهی به شرایط طرف مقابل باشد ممکن است بعدها چه ضررهایی ایجاد کند.

      در قدم بعدی باید از سطح کاری و حرفه ای طرف مذاکره کننده آگاه باشیم . فرض کنید به جایی رفته اید که روزانه چندین هزار از محصولی که شما قصد خریداری آن را دارید را می فروشد و شما نمیدانید و قصد خرید صد عدد از آن کالا را داشته باشید و بگویید "اگر تخفیف ندهید من این صدتا را از جای دیگری می خرم !!" و شگفت زده نشوید اگر آنها از خنده روده بر شدند.
      چند سال پیش شرکتی از من دعوت کرد برای مذاکره به آنجا بروم. هرچه پرسیدم هدف از دعوت به مذاکره چیست ، نگفتند و خواهش کردند بروم و آنجا صحبت کنیم . چون شرکت صاحب نامی بود پذیرفتم . وقتی به آنجا رسیدم متوجه شدم مدیر ارشد آنها اطلاعی از سطح کاری من ندارد و خیلی برخورد سبکی داشت و از جملاتی مثل "همه از خداشونه اینجا کار کنن!" و "اگر شما قبول نکنین مهم نیست خیلیها با خیلی کمتر از این مبلغ میان!" استفاده کرد و دائم تاکید داشت که "ما خیلی معروفیم همه از خداشونه اینجا کار کنن!". لبخند زدم و گفتم در کجا مشغول به کار بودم و توضیح دادم "در حال حاضر من جایی کار می کنم رتبه اش از شما بالاتر هست، کاری که شما می خواهید من اینجا انجام بدهم آنقدر سطح پایین هست که اگر وقتی تماس گرفتند می گفتند بهشان عرض می کردم که دارید برای کشتن پشه ، تانک استخدام می کنید. سرکار خانم متاسفانه به عنوان مدیر همچین مجموعه ای خیلی مبتدیانه عمل کردید و حتی پیش از این جلسه به خودتان زحمت ندادید از قسمت نیروی انسانیتان که از من دعوت کردند بپرسید تخصص طرف مقابلتان در چه حد است." و طبیعی است که بیشتر از این وقتم را آنجا هدر ندادم. فردای آن روز مدیر نیروی انسانی آن شرکت با من تماس گرفت و مکرر می گفت ایشون نمونه کار شما را ندیده بودند و می خواست من یک بار دیگر به آنجا بروم ولی از شانس خوب من همان موقع گزینه دیگری پیش آمد که خیلی بهتر بود و اگرچه آن زمان مسیرش تا خانه ام خیلی دور بود ولی آن را انتخاب کردم و در توسینسو مشغول به فعالیت شدم و دیگر نیازی به رفتن به آن شرکت نداشتم.

      خطوط قرمز


      • من زیاد دیده ام که بعضی اشخاص برای ایجاد خنده از گویش ها و لهجه های مختلفی استفاده می کنند و یا بدتر ، برای نسبت دادن صفت خاصی ، از قومیتها یا نام ملل دیگر استفاده می کنند . خب این کار نه تنها از لحاظ اخلاقی مشکل دارد بلکه نشان دهنده ضعف شعوری و تربیتی چنین شخصی هست. حتی اگر طرف مقابل شما خودش از آن حیطه نباشد ممکن است بستگانش باشند پس بطور کلی بادی از چنین مواردی پرهیز کرد و این رفتار را تصحیح نمود.
      • همچنین تا جای ممکن درخصوص سلیقه ، مذهب و سایر چیزهایی که جز مسائل شخصی است و به شما ارتباطی ندارد ابراز نظر نکنید. شما رفته اید تا برای ایجاد تفاهمی مذاکره کنید پس اینکه دیگران از چه چیزی خوششان می آید یا بدشان می آید نه به شما ربطی ندارد و نه موقع صحبت آن گفتگوست و شما مبلغ مذهبی نیستید پس اگر مطلع شدید ایشان مذهب دیگری دارد شروع به تبلیغ یا تکذیب مذاهب نکنید.

      یادم می آید این کار برای یکی از دوستان من که از ایران رفته بود خیلی مشکل بود و بخاطر همین در استخدام و نگه داشتن شغلهایی که می گرفت مشکل داشت برای همین از روش تغیر قالب ذهنی استفاده کردم و برایش توضیح دادم که اگر او هم در آن کشور به دنیا می آمد بدون شک مذهب آنها را داشت و بهترین روش برای اینکه مذهبت را تبلیغ کنی این است نشان دهی بعنوان یک پیرو آن مذهب چه فرد با شخصیت و مسئولیت پذیری هستی نه اینکه هر ماه بخاطر توهین به مذاهب دیگر از کار جدیدت اخراج شوی. خیلی از موضوع خارج نشویم منظور این است که اگر جزو افرادی هستید که عادت دارند در مورد چیزهایی که در باره آنها نظری از شما خواسته نشده ولی در باره هر موضوعی سرخود نظر می دهید در درجه اول این عادت بد را ترک کنید و در کل بدانید یک سری مسائل "شخصی" و "سلیقه ای" محسوب می شود و برخی هم مانند محل تولد و ظاهر انتخابی نبوده و اینکه درباره آنها اظهار نظر کنید شخصیت شما را پایین می آورد و بسته به نوع مذاکره شاید بطور کل شانس خود را در آن گفتگو از دست بدهید.

      استفاده از تمسخر و یا توهین


      نکته بعدی استفاده از تمسخر و یا توهین است که حرفهای طرف مقابل ، شغل و یا موقعیت آن فرد را به ریشخند بگیرید زیرا خیلی افراد به این نوع حرفها حتی برای شوخی بسیار حساس اند و بماند که درست لحظه ای که این کار را انجام دهید همانطور که پیشتر هم گفته شد نشان داده اید که رفتار حرفه ای ندارید و همینجا تاثیر نامطلوبی بر روند صحبتتان گذاشته اید. شاید بگویید بسیار دیده اید افراد عالی رتبه ای که در حرفهایشان کسی را مسخره کرده اند در این مورد دو نکته را مد نظر داشته باشید اول اینکه در یک سخنرانی، سخنران ممکن است این کار را بکند و هدف او جلب نظر و ایجاد تفاهم نیست و دو اینکه اگر در مذاکره این کار را انجام داده باشد شک نکنید به واسطه دانش و فهمش آن مقام را تصدی نکرده و زدو بندی در کار بوده است و هیچ فرد باتجربه و فهیمی دست به چنین کاری نمی زند مگر اینکه استراتژی اش این باشد که به عمد بخواهد روی اعصاب دیگری برود تا افکار او را بهم بریزد یا او را مجبور به انجام عملی کند تا شخصیتش پایین بیاید. در هر کاری رفتار حرفه ای معنای خودش را دارد و افراد با تجربه به سادگی تشخیص می دهند چه کسی حرفه ای است و چه کسی نیست و اگر مشخص شود شما حرفه ای نیستید نه تنها امتیازی به شما داده نمی شود بلکه تا جای ممکن باید امتیاز بدهید و از خواسته هایتان چشم پوشی کنید.

      • پیشتر اشاره کردم که بسته به اهمیت موضوع ، شما حتی لازم است ساعت بیداری طرف مورد نظرتان را هم بدانید. یادم هست که دوست موزیسینی داشتم که کارش خیلی خوب بود و درخواستهای زیادی برای اجرا در مراسم عروسی داشت ولی زودتر از یازده صبح بیدار نمیشد و اگر به هر دلیل کسی زودتر از آن ساعت زنگ می زد و بیدارش می کرد فوق العاده عصبانی میشد و بلافاصله میگفت وقت ندارد و شماره طرف را هم مسدود می کرد.
      • دوست دیگری داشتم که قراردادی را از دست داد بخاطر اینکه گوشی اش روی میز بود و دختر خردسالش ساعت ده تا دوازده شب بارها با لمس صفحه گوشی شماره شخصی که صبح با او برای کار جدیدش مصاحبه کرده بود را گرفته بود و او را از خواب پرانده بود . بله او به عمد این کار را نکرده بود اما به هرحال باعث ناراحتی شده بود و خودش می گوید مطمئن است این یکی از دلایل رد شدنش بوده چون مطلع شده بود که نسبت به بقیه کاندیداها شانس بیشتری داشته (طبیعتا تا پیش از ساعت ده همان شب) اگر گوشی شخصی و کاریتان یکی هست حداقل رویش رمز بگذارید. شاید این مثال اخیر بنظرتان ربطی به خط قرمز نداشته باشد ولی خیلی وقتها باید پیشگیری از رخداد عبور از خط قرمز را به هر شکل درنظر داشته باشیم و این یکی از آنهاست.

      اینها مثالهایی بود از میان بسیاری موارد که باید پیش از صحبت با طرف مقابلتان بدانید تا باعث ناراحتی فرد یا افراد نشوید و یا به قول معروف خط قرمزهایی که بهتر است بدانید تا با رعایت آنها بتوانید نتیجه بهتری بگیرید. درخصوص شیوه های کسب این اطلاعات ، صحبت خواهیم کرد کمی صبور باشید.

      نویسنده : پویان عارف پور
      منبع : جزیره روانشناسی وب سایت توسینسو
      هرگونه نشر و کپی برداری بدون ذکر منبع و نام نویسنده دارای اشکال اخلاقی می باشد
      برچسب ها
      ردیفعنوان
      1آموزش فنون مذاکره کاربردی قسمت اول : معرفی
      2آموزش فنون مذاکره کاربردی قسمت دوم : حفظ خونسردی بخش اول
      3آموزش فنون مذاکره کاربردی قسمت سوم : حفظ خونسردی بخش دوم
      4آموزش فنون مذاکره کاربردی قسمت چهارم : حفظ خونسردی بخش سوم
      5آموزش فنون مذاکره کاربردی قسمت پنجم : آگاهی بخش اول
      6آموزش فنون مذاکره کاربردی قسمت ششم : آگاهی بخش دوم
      7آموزش فنون مذاکره کاربردی قسمت هفتم : آگاهی بخش سوم
      8آموزش فنون مذاکره کاربردی قسمت هشتم : آگاهی بخش چهارم
      9آموزش فنون مذاکره کاربردی قسمت نهم : استفاده از مدل استفاده از مدل PAC
      دورهمجموعه کل دوره
      مطالب مرتبط

      در حال دریافت اطلاعات

      نظرات
      هیچ نظری ارسال نشده است

        برای ارسال نظر ابتدا به سایت وارد شوید