درخواست های ارتباط
جستجو
لیست دوستان من
صندوق پیام
همه را دیدم
  • در حال دریافت لیست پیام ها
صندوق پیام
رویدادها
همه را دیدم
  • در حال دریافت لیست رویدادها
همه رویدادهای من
تخفیف های وب سایت
همه تخفیف ها

عضویت در

کانال تلگرام

توسینسو

اطلاعات مطلب
مدرس/نویسنده
محمد حسن پزشکیان
امتیاز: 13535
رتبه:49
13
69
5
383
عاشق امنیت - یه برنامه نویس ساده - دوست دار رمزنگاری - سابقه مدیریت بخش نفوذ تیم امنیتی هکران ناشناس - فعالیت در تعمیرات کامپیوتر. علاقه مند به : (روان شناسی ، تردستی، ورزش های رزمی) کسب دو مقام کشوری برنز در مسابقات اویاما کاراته پروفایل کاربر

ویدیوهای پیشنهادی

قوانین کاربردی روانشناسی : قانون ششم : تصویر سازی مبهم

تاریخ 2 ماه قبل
نظرات 2
بازدیدها 58
با سلام خدمت شما کاربران گرامی سایت توسینسو در خدمتم با مجموعه قوانین کاربردی روانشناسی و این قسمت مربوط هستش به تصویر سازی ذهنی که به صورت مبهم انجام میشه و غالبا هم میل داره به بینهایت+ خب یعنی چه؟ بریم برای بررسی این قانون کاربردی با کلی مثال

وقتی یک چیزی واضح و آشکار است که معلومه و نیاز به توضیح نداره.. ولی وقتی یک چیزی معلوم نیست مغز سعی میکنه یه چیزی جانشینش کنه (یه چیزیرو تصور کنه .. و این نقطه شروع ماجراست
ببینید این قانون خلاصش یعنی اگر چیزی رو خیلی کلی و گنگ در نظر بگیرید مغز سعی میکنه بقیشو تکمیل کنه ... بریم برای مثال های متنوع برای درک بیشتر :
  • من با شما دعوا دارم و میخوام شمارو بزنم شما از کدوم جمله بیشتر میترسید ؟ (اول جواب رو بدید بعد ادامه رو بخونید)
1) فردا کاری باهات میکنم تا عمر داری فراموش نکنی . 2) فردا یک سیلی محکمی بهت میزنم
خب غالبا از 1 بیشتر میترسن چون چیز گنگیه ، معنیش گنگه و طرف پیش خودش فرض میکنه که این میخواد باهام چیکار کنه؟ میخواد لقه بزنه؟ چاقو بزنه ؟ سیلی بزنه ؟ یا... ولی دومی میگید خب سیلیه ، جاخالی میدم دفاع میکنم یا نهایتا سیلیه دیگ درد ک نداره ..

قوانین کاربردی روانشناسی : قانون ششم : تصویر سازی مبهم


  • بعضی از افراد (در این مثال جنس مذکر رو در نظر بگیرید) میخواهد عکس های جنس مخالفش را نگاه کند ، اگر بیشتر بدن رو لخت ببیند که میگوید اوک این بدنشه و دلشم مثلا خیلی چاقه و .. ولی وقتی جنس مونث بیاد یک قسمت بدنشو مخفی کنه و قسمت دیگرو باز بزاره فرد مذکر میاد بر اساس اون قسمت پیدا اون قسمت پوشیده شده رو تصور میکنه و میره تا ناکجا اباد... (البته بعضی هام اینو قبول ندارن)

  • شما در حوزه یا زمینه ای حرفی برای گفتن دارید ، ولی تاحالا شخصی این را نمیداند ، مثال من در کامپیوتر مهارت دارم و یک فرد فامیل این را میشنود و میگوید عه این چقد خبرس !! و این در صورتیه که کار منو ندیده باشه ولی وقتی ببینه مثلا من 4 تا دکمه کیبرد میزنم و دوسه تا کلیک میگه اینو که منم بلد بودم ، یا اینکه کاری نداشت ... درواقع اون حرف مردم و تصویری که همون لحظه از شما میسازه خیلی قوی تر از تصویر واقعیتونه !! یاد جمله بسیار معروف سعدی: "تا مرد سخن نگفته باشد. عیب و هنرش نهفته باشد"

خلاصه این است قدرت این قانون و قدرت تصویر سازی ذهن ... البته مثال ها قابل نقض هستند و شاید خوب مبحث براتون جا نیفتاده باشه ولی بهر حال منتظر نظراتتون هستم !

نویسنده : محمد حسن پزشکیان
منبع : جزیره روانشناسی وب سایت توسینسو
هرگونه نشر و کپی برداری بدون ذکر منبع و نام نویسنده دارای اشکال اخلاقی می باشد
برچسب ها
ردیف عنوان
1 قوانین کاربردی روانشناسی : قانون اول : اهرم شانس
2 قوانین کاربردی روانشناسی : قانون دوم : قانون همبرگر
3 قوانین کاربردی روانشناسی : قانون سوم : ایجاد زندان ذهنی
4 قوانین کاربردی روانشناسی : قانون چهارم : ترفند های تبلیغاتی ، بزرگنمایی حفره ها و کمبود ها !
5 قوانین کاربردی روانشناسی : قانون پنجم: ارزش های انسان !
6 قوانین کاربردی روانشناسی : قانون ششم : تصویر سازی مبهم
7 قوانین کاربردی روانشناسی : قانون هفتم : اثر ضدیت و رویا
8 قوانین کاربردی روانشناسی : قانون هشتم : سردرگم سازی همه جانبه
9 قوانین کاربردی روانشناسی : قانون نهم : سردرگم سازی(چندگانگی) انتخاب
10 قوانین کاربردی روانشناسی : قانون دهم : سطح بندی توقعات
11 قوانین کاربردی روانشناسی : قانون یازدهم : تخریب موثر تر
12 قوانین کاربردی روانشناسی : قانون دوازدهم : از خود بیگانگی و خود کم بینی
13 قوانین کاربردی روانشناسی : قانون سیزدهم : تقاعد وابسته دوطرفه
14 قوانین کاربردی روانشناسی : قانون چهاردهم : جلوگیری از سر زیر مستقیم بروش سر ریز غیر مستقیم
15 قوانین کاربردی روانشناسی : قانون پانزدهم : اثر گذاری فوق العاده هرچیز در کودکی
16 قوانین کاربردی روانشناسی : قانون شانزدهم : قیاس دو چیز متفاوت ولی هم ارزش برای هم ارز کردن
دوره مجموعه کل دوره
مطالب مرتبط

در حال دریافت اطلاعات

نظرات
  • من یه همکار داشتم که خیلی پرسروصدا بود خیلی هم پرت و پلا و حرفای خارج از نزاکت میزد و بین همکارا به بی شعوری شهرت داشت و هروقت میخواستم اذیتش کنم میرفتم طوری که متوجه بشه در حالی که نگاهش می کردم یه موضوع خیلی عادی در گوش همکار دیگم میگفتم و این فکر می کرد راجع به اون هست و هرچی می پرسید من میگفتیم راجع به تو نبودهمکارم هم تایید می کرد یا می گفت داشت راجع به فلان سرور میگفت ولی این باورش نمیشد و این قضیه با استفاده از با همین موضوع بوده یعنی من و اونی که درگوشی حرف می زدیم میدونستیم راجع به اون نبوده ولی اون چون میدید من نگاهش می کنم و درگوشی به دوستمون چیزی میگم حدس میزده راجع به اون بوده و خلاصه حسابی حالش گرفته میشد و احساس می کرد همه علیهش هستن و اینطوری به حالت دلخوری یه مدت با کسی حرف نمیزد و چند ساعتی و گاهی یکی دو روزی ساکت میشد از دستش راحت بودیم :))


  • از دستش راحت بودیم 😂😂😂😂

برای ارسال نظر ابتدا به سایت وارد شوید